تاریخ صفحه ای دیگر رقم زد این بار توقیف هم میهن بود . به محض خواندن این خبر قیافه دوست عزیزم محمدرضا یزدان پناه در جلو دیدگانم تجسم شد با حالتی از حیرانی .
قاضی یکبار دیگر در وادی آزاد ستیزی مرکب بر قلم ریخت و با سه چهار تکان مرکب راه اندیشه را بر کاغذ خشکاند . تاریخ صفحات زیادی از این واقعه را به خود دیده می گفتم شاید روزی تاریخ هم از این تکرار خسته شود اما دوستی می گفت تاریخ خسته که نمی شود هیچ این درس تاریخ است که آیندگان از آموزه ها بیاموزند و دیگر کسان شاید عبرتی که امروزی ها از آن بی بهره ماندند .
محمدرضای عزیز ، فرید مدرسی
راهی آغاز شده ، درخت تنومند رهایی هر روز ریشه هایش استوارتر و محکم تر از پیش تر شده ، باکی نیست اگر شاخه ای از آن بریده شود ، جوانه های زیادی از آنجا رویش خواهد کرد . شما و امثال شما ریشه های راه رهایی هستید و بودن شماها زنده ماندن آن درخت و جوانه زدن های مکرر است . هرچند خزان پاییزی به رخسار ببینید بهار سرسبزی چند صباحی بعد تر هم خواهد آمد . و هیچگاه :
درختانِ ایستاده ، هرگز نمی میرند .
